|
Coming Back To Life
|
من المومنین رجال صدقوا ما عاهدو الله علیه فمنهم من قضا نحبه و منهم من ینتظر وما بدلو تبدیلا

فرار نکن
به تنها بودن
پناه نبر
...
خود را گهگاه جستجو کن
و تحمل کن
و آرامش خیال را امکان بخش / مارگوت بیکل

عکس : جمشیدیه - ۲۳ آبان ۸۸
کلمه را رها کن ،
س
ک
و
ت
راز ِ نگفته ها را می داند .
برای تک تک ِ قدمهایی که برمیداری ، و سرمایی که صورت و چشمهایت را می سوزاند ،و تنت را می لرزاند ،و اشک هایت را بی محابا خشک می کند ... اما دلت را انگار با خودش می برد به خلوتی امن که صدایی نیست ، جز سکوتی دوشادوش ِ آنکه دوستش می داری !
هستند روزهایی که تو حک می شوی درآنها و آنها در روح و روان ِ تو .
و امروز یکی از آن روزها ...
مرگ تدریجی ِ یک رویا .
یک من ،
بی یک او ، که تویی .
آب می شوی برف
وقتی بشنوی چه به روز من آوردی
شمس لنگرودی
I suggest you to see the Imagine That
That in really Fantastic

نشانههای بزرگی یک ملت شبیه به صفاتی است که از یک انسان رشید انتظار میرود. کسی که آرمان ندارد هیچ نمی ارزد، اما کیست که بتواند در عین آرمانگرایی ارتباط خود را با واقعیتها از دست ندهد؟ یک انسان رشید؛ و یک ملت بزرگ. اگر مردم علیرغم تمامی صحنههای تلخی که در این چند ماهه دیدهاند همچنان اجرای بدون تنازل قانون اساسی را شعار محوری خود میدانند به آن خاطر نیست که اگر چیز دیگری بخواهند به آنها داده نمیشود. تنها و تنها حکمت و واقعبینی مردم بود که اجازه نداد رفتار زشت حاکمان به واکنشهای عصبی و لجامگسیخته بیانجامد.
دعایمان مستجاب شد و ملت با تکیه بر زانوان خود به بلوغ و رشدی که شایسته او بود رسید، منتهی مشکل آن است که یک ملت بزرگ نمینشیند تا در روز روشن رایش را ببرند و هیچ نگوید. یک ملت بزرگ انتخابات درجه دو انتصابی را تحمل نمیکند. وقتی که یک ملت بزرگ میشود دیگر خدمتگزارانش اجازه ندارند به او بگویند چه باید بخورد و کجا باید برود و چه کسی را برگزیند و به چه چیز و چه کس اعتماد کند.
از ما میخواهند که مسئله انتخابات را فراموش کنیم، گویی مسئله مردم انتخابات است. چگونه توضیح دهیم که چنین نیست؟ مسئله مردم قطعا این نیست که فلانی باشد و فلانی نباشد؛ مسئله آنها این است که به یک ملت بزرگ بزرگی فروخته میشود. آن چیزی که مردم را عصبانی میکند و به واکنش وا میدارد آن است که به صریحترین لهجه بزرگی آنان انکار میشود.
مردم با زید و عمرو عهد اخوت ندارند و آن کسی را بیشتر میپسندند که حق بزرگی آنان را کاملتر ادا کند. این مسئلهای است که توجه به آن نه فقط گره انتخابات، که هزار گره دیگر را نیز میگشاید.
و تمام می شوم همین روزهای ِ زود ، بی شک .
شالگردنم را تا زیر چشمها بالا میکشم و فقط نگاه میکنم و چشم میدورم و رد می شود و دل ناگرانی هایم را زمزمه میکنم ...
تو گفتی و دیدی که عقربه ها کش می آیند و خاموشی ها ، و نمیدانم ها را تمام باید کرد . رسیده یا نرسیده ، سکوت باید کرد . و جان را ، و جان ِ جان را ، به باد نباید داد .
قوی باید ، بود/ باشم .
دستی که به درگاه خدا بسته پل ِ عشق
کوتاه ، که این قصه دراز است
..
لا اله الا انت،
وحدک لاشریک لک،
لک الملک و لک الحمد،
و انت علی کل شیء قدیر.