مثل این بود که نیمه شبی ـ سرد ـ کسی دستی بر شانه ات بگذارد
که یا آشنایی ست تو را یافته در تاریکی
و یا عابری که در میانهء خیابان ، خودت را نشانت می دهد
سه نیمه شب ِ سوم بهمن هشتاد و هفت ـ بی بار ابرها ـ
گوشه کنارا : I say you want , I say you need
RSS