تبليغاتX
- مرا به نام کوچکم بخوان - - قهوه 1
عطر ِ آن قهوه تلخ ـ که ناتمام ماند ـ

مثل این بود که نیمه شبی ـ سرد ـ کسی دستی بر شانه ات بگذارد

که یا آشنایی ست تو را یافته در تاریکی

و یا عابری که در میانهء خیابان ، خودت را نشانت می دهد

 قهوه

سه نیمه شب ِ سوم بهمن هشتاد و هفت ـ  بی بار ابرها ـ

 

 گوشه کنارا : I say you want , I say you need 

 

+      آزاده  |