تبليغاتX
- مرا به نام کوچکم بخوان - -
 

من .

من آدم قوی بودن  ، نبودم من . 

آدم قهرمان ِ زندگی خود بودن هم ، نبودم من  .

من ماضی ِ بعیدی بودم با کوله باری از ترس هایی که شبها -  و فقط شبها -  می گریختند از چیزی شبیه چشم که من می شدم برایشان تا بروند و صبح نشده ، بازگردند به من که قهرمانشان نبودم  ، من  .

من لبخند ترس آلودی بودم که هی هر روز تکرار می کردم خودم را سخت  ، سخت .

من تکرار شده ام در خودم بارها .

 

+      آزاده  |